...

...

خدایا !
حیف که از بهشتت راندی ما را ،
وگرنه می نشستیم باهم
زیر همان درخت سیب
کنار جویی از شهد و شراب !
......فرشتگان : سرود خوان
ابلیس : رقص کنان
عزرائیل : در خواب
...
خدایا به همه اولیائت سوگند
نمی دانی چه کیفی دارد
در آن حال
سیگاری آتش بزنی !!
...
حیف که از بهشتت راندی ما را !!....

حضورت گرم و گرامی 

اما خنده ات را باور کنم 

یا مروارید گونه هایت را...  

 

  

.................................................................. 

خدایا نمیشد یه جوری زندگی رو میساختی که پای آدما نلغزه؟؟

چه کسی گریه مادر فرزند مرده را دید؟؟

گریه اش برای چه بود؟

مرگ؟

زندگی؟

..




پ ن: عده ای از دوستان در مورد متن من مردم اعتراض کردند. این فقط جوابی بود در پاسخ به نهضت بی اعتدال فمینیست ای که جدیدا به مد روشنفکری افتاده